قصه های تلخ
روزهای
سختِ کبود
بودنی های
پر زحس نبود
روزهایمان
چو شبهای بی فروغ
دلهایمان
مثال گورستان
دوخته اندوهِ چشمهامان
به دربِ خانه ی بی میهمان
بسته دهانهایمان
به زیر ماسکهای چند لایه
برده زسر هوشمان
همه جوابهای بی مایه
بریده طاقت
زکف ربوده است
بی اعتباری این
پیامهای چند گانه
پر است گوشهایمان
ز حرفهای ضد و نقیض
حبس نفس
در سینه ی
هزاران مریض
شکسته اعتمادمان
ز هر دارو
تجویز
نشسته غم غبار
به دلهایمان
بس لبریز
چه ماههاست
که آغوش مادران
خشکیده
ز حسرت بی مهابا
بوسه های ترسیده
چه ناجوانمردانه
پر تلاش رفتند
آدمکان این دیار و
قصه های نشنیده
هنوز هم میرسد
به گوش نجوایشان
غربتِ مردمان
از این آهکان تفتیده
۱۳۹۹/آبان ماه/۲۶
برچسب:
نویسنده: امیر قنبریپور