خرید بک لینک

نبریده ام هنوز...

نبریده ام هنوز باز هم جَسته ام نه آن سرخوش بی باک که این بار زخود هم رسته ام نشسته ام کنون بر بالینِ کالبد خویش از او رهیده و از تمدید ماندنم هم خسته ام رنگ باخته این روزها به یکباره انگار همه چیز ندانم چرا مانده و به چه دل هم بسته ام همه آرزویم یافتنِ خویشتنِ خویش جا مانده اینجا و پای در رکاب هم بسته ام 28/بهمن ماه/1397

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 7:15

قصه های تلخروزهایسختِ کبودبودنی هایپر زحس نبودروزهایمانچو شبهای بی فروغدلهایمانمثال گورستاندوخته اندوهِ چشمهامانبه دربِ خانه ی بی میهمانبسته دهانهایمانبه زیر ماسکهای چند لایهبرده زسر هوشمان  همه جوابهای بی مایهبریده طاقتزکف ربوده استبی اعتباری اینپیامهای چند گانهپر است گوشهایمانز حرفهای ضد و نقیضحبس نفس در سینه ی هزاران مریضشکسته اعتمادمانز هر داروتجویزنشسته غم غباربه دلهایمانبس لبریزچه ماههاستکه آغوش مادرانخشکیدهز حسرت بی مهابابوسه های ترسیدهچه ناجوانمردانهپر تلاش رفتندآدمکان این دیار وقصه هایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 7:15

جلوتر بیاآهای تو را می گویم  اندکی بیشترتا بهتر ببینمت تاکنون شنیده امبسیاراصوات گرم تو راتکراری وآشناپر از هیاهوپر از فریادهای ناتمامکنون یکباربگو صادقانه کیستی؟اگر تو، منی!چرا پسبه فرمان من نیستی؟تو در درون ومن در بیرون ایستاده ایم دراسارتی مشترکمن تو را نمی بینم وتو؟نمیدانم!تو هممرا نمی بینی ؟!رخ نمایی عصیان وخاموشی اتگاه رقصان ووهمناکگاه مهربان وخشمناکملتهب ذائقه ی پر اشتیاقم را آشنایت کرده استاما هنوزاز سکوتِپر ازدحامتهیچ سر در نمیآورم؟!!!۲۳/ آذر ماه/۱۳۹۹ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 7:15

من آن سرد خاکستر اشتعالِ احساسم که نشسته نگاهم هنوز هم منتظر در زیر زلالین رگبار چشمانم ۹۹ /۲۵ آذر ماه

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 1:13

رسوبین تلخ احساسم

در این روزها

نگاه سرد آن 

حجم شگرف آب

زپشت قطره های

 چربی بی اتنهایی است

که بس تنگ و نفس گیر کرده و

سخت میفشارد 

گلوی ذره ی شاکی

ز این حبس و 

تمام جرم بنشسته

میان روزن هر سطح آزادی

فروردین ماه ۱۴۰۰

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 1:13

رها کن زمان
دنده چرخ های فرسوده ات
که گوش بشر
کر شد از
سایش لحظه ها
 
رها کن
که " اکنون"
فسرده است
 
" دیرین"
بسی شرمناک
 
و ابهام ِ "آینده ای"
وهمناک
 
کدام وعده ی
کذب شیرین توست

که نشنیده هرگز جهان
 پیش تر
 
۲۷ شهریور ۱۴۰۰

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 1:13

لحظاتِ حجیم شده یسیاهی شبدر هیاهوی پرازدحام افکارم در خاموشی تأمل برانگیزیهر چه بی رحم تر مرگ انتحاری خویش را مزمزه می کندانگار شبنم های احساسی وجودماز جدار نازکِمقاوم ترین آوند افکارعبور کرده و باز اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:18

درک بودندر تمام زندگیآنجا گذشتکه تو بودیعشق بود وبی دریغفرصت بی تابی دلمابقیسخت به شمارش افتادبازی عقربک ساعت دلدر سراب انتظار 3/ بهمن ماه /1397 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:18

سالها بگذشتدر گلو بغض نشستفریاد در حنجره حبسگونه ها نمناک شدشیشه ی نازک دلسخت ترک خورد شکستمرغ احساس برون جستاز وسعت بی حد گذر کردبر تارک اقبال رها شد ....7/ بهمن ماه /96ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:18

دل شکست و چشم ها باریدجان احساس باز نمایان شدشادی و غم تنید در همانگار نه انگارکه یکسان شدبعد از آن نشد هیچ دلیمرهم آن دلی که ویران شدآتشی بود به زیر خاکسترشعله ورچنانکه پنهان شدباز شد چشم غم دیدهدر کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:18

هیچکس به در خانه ی تنهایی من زنگ نزد هیچ سراغی نگرفت من و تنهایی بی حدِ خزان به هم آویزانیم او به تنهایی من من به رنگ زردِ دل بی حوصله و طاقت او آنچه پیداست میان من و او رنگ پژمرده ی غم رنگ خزان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 4:31

خلوت شب جنون بیداری رقص سایه ی بلند تنهایی می زند بردرخیالم باز خاطره درسکوت تنهایی منتظر بر امتداد روشن خویش خوش نشین قرین تنهایی 3/آبان ماه/1397ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 4:31

اینجادنیای پرکس بی کسفضایمجازی استاز یاد برده دست ها قلم ونوشتن آن هم مجازی استسخت محکوم غربت است دلمانآنجا که خنده واشک هایمان هممجازی استانگار زیادی استبودنمان کنار هم سلول انفرادی است اینجا یا صفحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 4:31

باور نمی کند پندار لحظه ها دیدار تصویرِ نبودنت قالب تهی کرده قاب زمان از انگاره ها ی نبودنت در سوگ نشسته عقربکهای درمانده ازخیالِ نبودنت هرآن بهانه می کند یاد تورا احساس بودن درنبودنتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 4:31

سخت آشفته خیالم به در خانه ی رب می کوبم می فشانم زدو چشمم قدحی خون دلم می مویم آنقدر هست خراب این دل ویرانه ی من که ندانم زچه نالم ز چه گویم چه را می جویم 10/دی ماه/1397ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 4:31

صفحه بندی